استاد دانشگاه برکلی آمریکا و نائب رئیس انجمن بینالمللی جامعهشناسی
با عنوان "جامعهشناسی مردم مدار "
زمان: سه شنبه 4 تیر ماه 1387 ساعت 4:30 بعدازظهر
مکان: بزرگراه جلال آل احمد، پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیمطبقه دوم، سالن شریعتی
زمان: سه شنبه 4 تیر ماه 1387 ساعت 10صبح
مکان: سالن شهید مطهری، دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی، خیابان شریعتی، خیابان گل نبی (کتابی سابق)
یاس اجتماع را می توان از پیامدهای طرد اجتماعی دانست. طرد اجتماعی از نظر گیدنز حاکی از راه و روش هایی است که طی آنها افراد از مشارکت کامل در جامعه بزرگتر محروم می شوند. مفهوم طرد اجتماعی توجه ما را به طیف وسیع عواملی جلب می کند که افراد و گروه ها را از داشتن فرصت هایی که پیش روی اکثریت جمعیت است باز می دارد.(گیدنز، 1386 : 466)
گروه هایی نظیر سالخوردگان، معلولان ، مجرمان ، بیکاران، فقیران ، کودکان خیابانی و شاید مهم ترین اینها ، گروه های جوانان باشد، اغلب جزء مطرودین جامعه محسوب می شوند چرا که فعالیت های آنها نیز در میدان های اجتماعی منوط به پذیرش دیگر گروه ها و افراد جامعه است ولی از سوی جامعه مورد تأیید قرار نگرفته اند. فرصت های اجتماعی آنها در برابر افراد عادی جامعه بسیار محدود است و همین امر به کنار گذاشته شدن آنان از عرصه های مختلف اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ختم می شود. اما طرد را همیشه نمی توان ناشی از طرد کردن از سوی مردم دانست ، شاید گروهی خود تصمیم به کناره گیری از عرصه های مختلف حیات اجتماعی نمایند .اما در این مورد مقصود رانده شدن اجباری است نه داوطلبانه. نسل جوان امروز ایران در 3 حوزه آموزش ، اشتغال و تشکیل خانواده به حاشیه رانده شده است.دکتر صالحی اصفهانی در تحقیقی با عنوان
"The youth social exclusion in Iran" به بررسی عوامل ایجاد کننده طرد اجتماعی در بین جوانان ایرانی از دیدگاه اقتصادی پرداخته است. وی در تحقیق خود بیان می کند که " وضعیت کلان اقتصادی ، انفجار جمعیتی ناشی از نرخ های باروری در اواخر دهه 1970 و اواسط 1980 ، انتخاب ها و چالش های جدیدی را برای جوانان به ارمغان آورد. " و در نتیجه " گروه فوق العاده بزرگی از جوانان امروز به ازدحام درمدارس ، عدم توازن جنسی در ازدواج و افزایش فشار برای ورورد به بازرا کار رسمی دچار شدند ."
دکتر صالحی بر این اعتقاد است که گنجایش جوانان و عبور موفقیت آمیز آنها به بزرگسالی در 3 بعد تحلیل می شود:
کسب مهارت برای اشتغال فعال :
"در 20 سال گذشته رشد چشم گیری در دستاوردهای تحصیل جوانان ایرانی در سرتاسر کشور وجود داشته است که از طریق افزایش نرخ های ثبت نام معلوم می گردد. به هر حال همانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی ، بازار کار رسمی ایران به طور نامتناسبی به کسانی که دارای مدرک دانشگاهی بالاتر هستند ، پاداش های بالایی می دهد که بنابراین منجر به ایجاد نظام آموزشی مبتنی بر تمرکز بر تولید مدرک به جای افراد آموزش دیده می شود. "
یافتن یک شغل
" بعد از اتمام مدرسه ، جوانان ایرانی با چندین مانع در انتقال به اشتغال روبرو می شوند و تحصیل کردگان با نرخ بالای بیکاری و زمان طولانی مدت بیکار ماندن مواجه می شوند.قوانین سخت اشتغال در ایران در کمک به تعداد زیادی از جوانان جویای کار برای یافتن شغل مناسب ناتوان است."
ازدواج و تشکیل خانواده
"در دو دهه ی اخیر زندگی خانوادگی در ایران تغییرات اساسی کرده است. با کاهش نرخ باروری ، هم مردان و هم زنان بیشتر برای ازدواج صبر کرده اند. درصد مردان و زنان ازدواج نکرده ی بین 25 تا 29 سال به سرعت در حال افزایش است. به طوری که از 8 درصد به 25 درصد در زنان و در مردان از 20 درصد به 40 درصد افزایش یافته است.تخیر در خروج از خانه والدین در بین جوانان ایرانی نیز افزایش یافته است زیرا انها زمان بیشتری در مدرسه می مانند و نمی توانند به مکانی متعلق به خود نقل مکان کنند.
نسبت مردان 20 تا 29 ساله ای که با والدینشان زندگی می کنند از حدود 50 درصد در 1984 به حدود 75 درصد در 2005 و برای زنان از 20 درصد به 48 درصد افزایش یافته است.
این افزایش سن شاید یک پدیده مثبت باشد . شاید تأخیر در سن ازدواج و تشکیل خانواده و داشتن فرزنداز نتایج سرمایه گذاری در آموزش باشد ؛ اما مجرد ماندن مشکل تازه ای در انتقال به بزرگسالی به وجود می آورد.
شاید تأخیر در تشکیل خانواده واکنشی در برابر آداب و رسوم ازدواج باشد زیرا خرید مسکن و هزینه های خانواده رو به افزایش است."
دکتر اصفهانی به عوامل پدید آورنده حاشیه نشینی جوانان ایرانی بیشتر از منظر اقتصادی پرداخته است و با توجه به ساختار جمعیتی ایران مطالعات خود را انجام داده است.
در بسیاری از موارد بیشتر توجه به عواقب و پیامد های یأس به چشم می خورد و یأس و سرخوردگی جوانان به عنوان عاملی مهم در لایه های پنهان اجتماعی نادیده گرفته می شود و عموماٌ توجه به پدیده هایی مثل جرم ، انحراف ، حاشیه نشینی و . . . معطوف است.
روند بروز یأس اجتماعی و پیامدهای آن
از نظر مانهايم ، ارزش ها فرآورده هاي ساختگي (Manufactured) نيستند بلكه هنگامي ارزش ها توليد مي شوند كه " واقعيت اجتماعي در حال رشد ، مسائل غير قابل محاسبه و جديدي را به جريان هاي فكر عرضه مي كنند" ، در حالي كه اين جريان ها تدريجي و تكاملي باشند. در بین نسل جوان با اشاره با گسترش ارتباطات در سطح جهانی ، بسیاری از ارزش های دوره های قبل رنگ باخته و یا تغییراتی در آنها به وجود آمده و یا حتی ارزش های جدیدی پا به عرصه گذاشته اند و در کنار همه اینها ناتوانی در دستیابی به منابع و امکانات نیز بیشتر شده است و از تقابل نیاز و محرومیت ، یأس اجتماعی شکل می گیرد.
به حاشیه رانده شدن جوانان که سرمایه های اجتماعی بالقوه جامعه به حساب می آیند عواقب بسیاری دارد. تلاش جوانان برای کسب موقعیت های اجتماعی بالا تر و احراز منزلت اجتماعی عموماً محتوم به شکست است چرا که پاسخ های کانالیزه شده و مشخص جامعه و نهادهای اجتماعی راه را برای آنان تنگ می کند و پتانسیل بالایی در جامعه به هرز می رود. جامعه سرمایه های نمادینی را از طریق آموزش همگانی به نسل جوان می دهد وجوانان مجالی برای رفع توقعی که برایشان به وجود آمده در جامعه نمی یابند و در راستای همین عنوان دهی ( مهندس ، دکتر ، کارشناس و. . . ) فرصت ها و امکانات مطلوبی را نمی تواند برای آنان فراهم می آورد .( توکل و قاضی نژاد ، 1385 : 108)
می توان یأس را در عرصه های مختلف جامعه مورد بررسی قرار داد:
یأس اقتصادی:
عدم مشارکت اقتصادی ، بی ثباتی بازار کار ، نبود فرصت های شغلی مناسب با تخصص، تعدد مشاغل کاذب، وابستگی به والدین و... از عوامل ایجاد کننده ی یأس اجتماعی جوانان در عرصه اقتصادی هستند. نبود شغل و در نتیجه درآمد ، مشکلاتی مانند عدم تأمین نیاز های رفاهی ، ناتوانی در پرداخت هزینه های زندگی و بهای مسکن و بروز فقر را موجب می شود.
یأس اجتماعی:
سکونت در حاشیه شهرها ، نبود فرصت های مدنی و نبود تسهیلات رفاهی مناسب از سوی دولت ، جوانان را دچار سرخوردگی کرده است. در نظام دموکراتیک آموزش ، گروه های هم سن اغلب در مدارس ، دبیرستان ها و دانشگاه ها با هم آموزش می بینند و دوره ی زندگی مشترکی را با هم تجربه می کنند و در هنگام اتمام تحصیلات و ورود به جامعه و بازار کار مسیر شغلی جوانان فقیر و غنی از هم جدا می شود و این امر باعث می شود که آنان آموزش و پرورش را عاملی در محرومیت خود بدانند چرا که نتوانسته اند زودتر به بازار کار وارد شود و درآمدی داشته باشند. اغلب سطوح مشارکت مدنی در بین این جوانان پایین است و فرصت های کمی برای گذارن اوقات فراغت دارند. البته در این میان باید متذکر شد که کمبود وقت در زندگی بسیاری از کسانی که به حاشیه رانده شده اند وجود دارد؛ زمان عامل مهمی در فعالیت های مدنی محسوب می شود ولی نیاز های مالی و تکاپو برای برطرف کردن مایحتاج اغلب زمانی برای این گونه مشارکت های مدنی باقی نمی گذارد.
یأس سیاسی :
عدم مشارکت در انتخابات ،عدم شرکت در تظاهرات ، نبود انگیزه در فعالیت های حزبی و.. از پیامدهای یأس سیاسی جوانان به شمار می رود. جوانان به حاشیه رانده شده خود را ناتوان در تصمیم گیری های کلان جامعه دانسته و خود و حق رأی خودرا ناچیز دانسته و از فعالیت های سیاسی کناره گیری می کنند.البته ممکن است برخی از مطرودین علاقمند به فعالیت های سیاسی باشند ولی امکانات و فرصت های لازم را در اختیار نداشته باشند.
همین طور یأس را می توان در سه سطح خرد ، میانه وکلان مورد مطالعه قرار داد.
یاس در سطح کلان به ایجاد گروه هایی منفعل در جامعه می انجامد.گروه هایی که در تصمیم های کلان دخالتی نمی کنند عموماً، خود را نادیده انگاشته ، می پندارند و حضور خود را چنان ضعیف تلقی کرده که هر گونه مشارکتی در سطح کلان را بی تأثیر می دانند. در سطح میانه عدم مشارکت در گروه های اجتماعی، تماس نداشتن با افراد محل سکونت یا اشتغال از پیامد های یأس است. زندگی شهرنشینی و عدم مالکیت مسکن ، فرد را نسبت به کسانی که دارای محل سکونت دائمی در یک مکان هستند بی قدرت تر می کند و در نتیجه مشارکت فرد را در سطح محله و رفع مشکلات پایین می آورد .
در سطح فردی نیز به ضعف شبکه ارتباطی فرد ،انزوا ، افسردگی ،خودکشی، بروز انحرافات و غیره می توان اشاره کرد. نبود شغل ، عدم کسب فرصت های مناسب برای ازدواج و تشکیل خانواده زمینه را برای بروز انحراف و کجروی در بین جوانان فراهم می کند.
یأس اجتماعی در سه سطح خرد ، میانه و کلان
طبق نظریه ناهمنوایی مرتن ، نوآوران گروه هایی هستند که اهداف را قبول دارند اما راه های رسین به اهداف مورد پذیرش آنان نیست. ( تنهایی ، 1374 :209 ) بسیاری از جوانانی که برای امرار معاش و تأمین زندگی دست به قاچاق ، سرقت ، اختلاس و. . . می زنند از طریق راه های نا مشروع و نا مقبول در صدد رسیدن به اهداف مقبول در جامعه هستند.
هم چنین منزویان نیز کسانی هستند که نه اهداف و نه راه های رسیدن به اهداف را قبول ندارند و از جماعه کنار کشیده و منزوی شده اند.اصلاً هیچ چیزی را قبول ندارند و ظاهراً هیچ اخلاق ، ارزشی و اسلوبی را نمی پسندند. ( همان )
از رویکرد تضادی و با بررسی علل زیربنایی بسیاری از طرد شدن ها و حاشیه نشین کردن های اجتماعی را می توان نتیجه روابط نابرابر قدرت و منزلت در جامعه لحاظ کرد و عدم دستیابی جوانان به منابع مادی جامعه را حاصل تلاش نسل قبل در حفظ موقعیت خود دانست . نسل پیر که در موقعیت های تثبیت شده ای قرار دارند ، خواهان حفظ امکانات و فرصت ها برای خود هستند و بنابراین نسل جوان را از دستیابی به این منابع محروم می کنند و جوانان را به حاشیه میدان های اجتماعی می رانند.
منابع:
تنهایی ، ابوالحسن.1374. درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی.تهران : نشر مرندیز.
گیدنز، آنتونی. 1386. جامعه شناسی.حسین چاوشیان ( مترجم ). تهران : نشر نی.
توكل ، محمد و مريم قاضي نژاد. 1385 ." شكاف نسلي در رويكرد هاي كلان جامعه شناختي : بررسي و نقد رهيافت هاي نسل تاريخي و تضاد با تاكيد بر نظرات مانهايم و بورديو". نامه علوم اجتماعي. شماره 27 .صص97- 124 .
این مطلب در فصل نو
ایران کشوری با قومیت های گوناگون است و هر قوم فرهنگی مخصوص به خود را دارد که در توالی سالها به گونه ای خاص شکل گرفته و ماهیت آن قوم را تشخص بخشیده است. تعلق افراد به فرهنگ قوم خود سبب پایداری و تکوین آن در طول تاریخ شده و هر قومی دارای ادبیات
، موسیقی ، پوشاک و آداب و رسوم خاصی شد . با سفری در سرزمین ایران هر گوشه و کناری نشانی از فرهنگی جذاب و متفاوت دارد ؛ لرها ، کردها ، ترکمن ها ، بلوچ ها ، عرب ها نقشی خاص را در یاد هابه یادگار می گذارند.هنر و ابتكار در رفع نياز هاي روزمره در خلق صنايع دستي به ماندگاري اين كالاها انجاميده است.
سفال لالجین ، قلم زنی و خاتم کاری های اصفهان ، چاقوها و ظرف های مسی زنجان ، قالی های ترکمن و . . . هر کدام ریشه در فرهنگ آن دیار دارد و نیاز های بومی به همراه ابزار و مواد اولیه بومی منجر به خلق کالای خاص در هر شهر و منطقه شد.
گروهی از کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران ، صنایع دستی را " مجموعه ای از هنر – صنعت اطلاق می کنند که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی ساخته می شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ایست. "
صنایع دستی ایران از تنوع بسیاری برخودار است و با توجه به مواد اولیه بومی هر شهری و با خلاقیت هنری آفرینندگان بومی ، تعدد کالای دستی در کشور به وضوح نمایان است. ایجاد اشتغال و کسب در آمد ، جاذبه گردشگری ، حفظ و بقای آداب و رسوم قومی ، کسب در آمد ارزی و غیره می تواند از پیامد های رونق صنایع دستی در کشور باشد.
اما نارسایی ها وموانعی نیز در این میان وجود دارد ؛ بعد از آشنایی با غرب و ورود کالای کارخانه های غربی به کشور ، بازار بسیاری از صنایع دستی ِ بومی کشور به خاموشی گرایید و دامنه فعالیت آنها محدود گشت . نیاز به کالا و وجود کالاها متنوع تر وجدید تر خارجی ، تنزلی را در این عرصه موجب شد و به دنبال آن بسیاری از کسانی که به این حِرَف مشغول بودند ، شغل خود را به دلیل نبود تقاضا در بازار کالا از دست دادند
کالای بومی با رنگ وبویی مخصوص به خود که مقوم فرهنگ خاص هر شهر بود دچار رکودی فراگیر شد لیکن از منظر دیگر باید به این نکته اشاره کرد که با ورود صنعت و تکنولوژی ماشینی ، صنایع دستی نیز توانایی همراهی آن را داشته و می تواند از تکنولوژی در مسیر پیشرفت خود سود جوید ؛ تکرار و اشباع بازار می تواند برای مشتریانی که دائماً با کالاهای جدید مواجه می شوند ، کسل کننده باشد و باعث کاهش نیاز به مصرف این گونه کالاها گردید. یکنواختی در بازار صنایع دستی معضلی چند بعدی است؛ از طرفی باعث افزایش نرخ بیکاری می گردد و از سوی دیگر صنایع دستی که حافظ میراث های کهن قومی است، کم کم در سبد کالای مصرفی افراد رنگ می بازد و جای خود را به سایر تولیدات ماشینی می دهد. به طور مثال امروزه شاهد تقاضای فراوان برای فرش ماشینی هستیم، در صورتی که فرش دست بافت ایران با قدمتی چند هزار ساله به عنوان کالایی لوکس و تزئینی و بیشتر به صورت تابلو فرش در بازار عرضه می شود و فرش ماشینی جایگزینی برای این کالای دستی شده است و این خلا ناشی از صنایع بومی، در بازارهای داخلی و به تبع آن در بازارهای جهانی، خودنمایی می کند.
صنایع دستی اگر به نیاز مشتریان و سلایق آنها توجهی خاص مبذول ندارد در آینده ای نه چندان دور بیش از امروز به کالای لوکس تبدیل می شود و از فهرست کالای مصرفی خانواده های ایرانی حدف خواهد شد. توجه به رنگ ، نقش و بسته بند ي هایی که برای مخاطبان جذابیت داشته باشد ، می تواند در تداوم خرید کالای دستی تأثیر گذار باشد.
صنایع دستی به عنوان یکی از مهم ترین اركان حفظ هویت و فرهنگ قومی، همواره عهده دار حفظ ميراث كهن در هر كشوري بوده است و در ايران امروز ما خلا ناشی از ضعف حاشیه نشینی این صنایع ، باید توسط تولید کنندگان و کارشناسان سازمان صنایع دستی مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اهمیت اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی این بخش ، لزوم برنامه ریزی های دقیق برای رفع چالش ها و مشکلات صنایع دستی ضروری می نماید.
حمایت از صنایع دستی و تولید کنندگان آنها نه تنها نرخ بیکاری و مهاجرت به شهر هاي بزرگ راکاهش می دهد بلکه به توسعه جهانگردی و جذب توریسم و هم چنین حفظ میراث فرهنگی – قومی ایران کمک می کند و دیگر این که درآمدهایی ارزی ناشی از فروش صنایع دستی می تواند بخش مهمی از صادرات غیر نفتی کشور را به عهده گیرد. صنایعی مانند معرق ، سفال ، گلیم ، سوزن کاری ، منبت ، حصیر بافی ، سرامیک و . . . تجلی فرهنگی دیرین است که جاذبه های فراوانی برای گردشگران دارد و همین طور به تقویت هویت قومی نیز می انجامد .
توجه به عواملی ماند حضور بازار یاب های مجرب و فعال در سطح جهان ، ارتباطات گسترده و وسیع با مراکز صنایع دستی در سراسر جهان ، ارتقا کیفیت محصولات ، توجه به بسته بندی های جذاب با حفظ هویت صنایع دستی ایرانی ، قیمت مناسب ، تبلیغات در رسانه های داخلی وخارجی و مدیریت های دقیق و کارآمد می تواند زمینه را برای رشد تولیدات صنایع دستی و صادرات آن فراهم آورد. در ميان موار ذكر شده تبلیغات گسترده و ترویج مصرف کالای دستی در داخل و خارج مرزهای کشورمهم ترين ابراز براي حفظ و هم چنین قوام صنایع دستی ایران محسوب مي شود . با تقویت باورهای فرهنگی مربوط به اشتغال در صنایع دستی ، ارائه امتیازات به شاغلین در این حرف و برپایی مداوم نمایشگاه های داخلی و خارجی ، می توان تحولی را در این بخش را شاهد بود.
این مطلب در آفتاب نیوز
ویژگی موسیقی نامجو بیشتر غیر عادی بودن و غیر منتظره بودن آن است و بر هم زدن نظم جاری در موسیقی سنتی و پاپ به گونه ای که نمی توان تلعق موسیقی وی به یکی از این دو دانست.
در مجموع موسیقی نامجو را از لحاظ ساختاری می توان تلفیقی از موسیقی سنتی و مدرن دانست ؛ کولاژی که در آن از اصوات نا موسیقیایی در خلال آهنگ نیز استفاده شده است و از نظر محتوا بیشتر بیان نا کامی ها ، اندوه ، غم و ناله است و جستجو برای گذر از این شرایط :
پر از صدای حرکت پاهای مردمی است
که
همچنان که
تو را می بوسند
در ذهن خود
طناب دار تو را می بافند
این پست فقط به خاطر یه دعوت بود از طرف واژگون .
مصلحت سنجی ، ریا کاری، دروغ و . . . اینجا واژگون است! ( به نقل از م . ا . قنبری) واقعا این یکی رو خیلی درست گفتی ! حالا بگذریم از این حاجی واژگون.
کل کارهای غیر اخلاقیم تو دوره قبل از دانشگاه :
من مدرسه دوره راهنمای ام ، نمونه مردمی ایمان روبروی دانشگاه شریف بود . چون همه بچه ها خرخون بودیم واسمون جمعه ها هم کلاس ریاضی می ذاشتن. یه جمعه که ناظم ها نبودن با همه بچه های کلاس رفتیم توی دفتر ناظم ها و غیر اخلاقی ترین کار دوره راهنماییم این بود که اسم کوچیک معلم ها رو نگاه کردیم وبا یکی از دوستام پشت کارت های امتیازمون امضا الکی زدیم تا جایزه بگیریم اما تا به ما رسید آسمون به شدت تپید و جایزه ها تموم شد و ما موندیم و یه عالم کارت بی مصرف که هنوز هم دارمشون.
از یکی از استادهامون هم اصلا خوشم نمیاد که در مورد همه چیز حرف می زنه الا درسو یه کار غیر اخلاقی دیگه هم کردم که خوب رو دستی خوردم و فهمیدم که دست بالای دست بسیار است. برای یکی از درس ها اصلا حوصله تحقیق نداشتم و با کمال پر رویی به استاد گفتم که تحقیق دادم و چرا به من دادی 15 ! من کمتر از 19 نمی شدم . اسم و موضوع خیالی تحقیق رو دادم به استاد و خندون و شاد واسه چندتا از دوستام نبوغم رو تعریف کردم ( البته جرقه اصلی اش از همین دایره دوستان گرانقدر بود) خلاصه هفته بعد استادم رو دیدم ولی یه چیزی گفت که رسیه رفتم نمی دونین که اون دیگه کی بود، بر گشت بهم گفت که تحقیقتون عالی بود خانم قیصری ولی برگه تون رو خوب ننوشته بودین - متذکر شم که نمره تحقیق 5 نمره بود - !
از یکی از همکلاسی هام که وقتی می خواد از استاد سئوال بپرسه دهنشو اول یه چند لحظه نیمه باز می ذاره و بعد همیشه با عینک و صدای نازک از استاد سئوال می پرسه لجم می گیره و وقتی با این همه مصرف کلان کلاس جوابای پرت تحویل بقیه می ده کلی خندم می گیره و لی اغلب به خودشون هم می گم که چی تصور می کنم در موردشون. کمتر ناراحت می شن.
از دخترهایی که وقتی می خوان بشینن مانتو هاشون را جمع می کنن بدم میاد و همین طور از پسر هایی که زیر ابرو بر می دارن. از همه آدمهایی که ادا روشنفکری رو با کنار گذاشتن دین در میارن خیلی بیشتر بدم میاد ولی مخالف سکولار ها نیستم. از نظر من هر گسی که بتونه کارهاشو خوب انجام بده و به حریم بقیه تجاوز نکنه می تونه آدم خوبی باشه. حالا شاید یه همجنس باز باشه اما تو زمینه مدیریت کارش عالی باشه. البته به نظر آقای قنبری من یه حزبل تمام عیارم !!!!!!!!!!!!!!!
دوره های تاریخی ایران رو که نگاه می کنم می بینم که انقدر سلسله اومده و رفته و مردم توی این مخمصه ها دردسر کشیدن که از حرف راست ترسیدن ، از حرف دروغ ترسیدن ، از حرف زده ، از حرف نزده ، از امروز از فردا ..... دیگه انقدر با ترس موندن که دروغ یواش یواش اومد و ریا شد جز زندگی خیلیا .... ترس ، دروغ ، ریا هم شده جز زندگی و هم آفت دنیا و آخرت.
اما یادمون باشه که تو چرخه ی آموزش و تربیت این خودمون هستیم که به بچه ها این مهارت مسخره رو یاد می دیم و هنوز هم ربط این قضیه بی ریا حرف زدن از زندگی خصوصی با مشکلات کلان جامعه نفهمیدم.( قابل توجه الیاس خان قنبری)
از این که بقیه بدونن یه کم لیبرالم ، موافق تا حدودی دموکراسی اصلا نمی ترسم. حالا چرا این حاجی واژگون همیشه از واژه های سخت استفاده می کنه رو نمی دونم.
از نظام اقتصادی ایران حالم بهم می خوره ، از خون ههای با نمای گرانیت چندشم می شه و گاهی اوقات معتقدم که یه مرد خوب یه مرد مرده اس. البته لعیا اصلا با این حرفم موافق نیست ولی خودم هم همیشه نه ولی خیلی وقتا کاملا ایمان دارم به این حرف.کلا آدم بی احساسی هستم و دوست داشتن رو قبول ندارم و فکر می کنم فقط به خاطر خودمون به کسی وابسته می شیم.
یه عادت بدی هم که دارم دفعه اول که هر کسی رو می بینم یاد یه شخصت کارتونی می افتم و بیشتر کسانی روشمارشونو تو گوشی ایم دارم اسم یکی از شخصیت های کارتونی ! البته هنوز هم کارتون دوره بچگی هامو رو به همه فیلم های دنیا ترجیح می دم.
دیگه آخر بازی شده ،خسته شدم بس که حرف زدم. شاید دفعه بعد یکی چشم گذاشت و بقیه قایم شدن !





اولین جوامع بشری از رهگذر نیاز به ارتباط با همنوع شکل گرفتند و با گذشت زمان پیوندهای آنان عمق و شدت بیشتری گرفت .با تعامل بین طرفین نوعی داد و ستدِ میان افراد شکل گرفت و هر یک به نوعی در این کنش اجتماعی سود بردند. کوشش در جهت حفظ فرهنگ گذشتگان موجبات مشارکت بیشتر بشر را در زمینه های اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی را به وجود می آورد . تنهایی و هراس از آن بیشتر انسان ها را داشتن رابطه مستحکم با دیگران ترغیب نمود. انسان ها اغلب ساعت شبانه روز را به برقراری ارتباط با دیگران می پردازند و زمان محدودی را در پوسته تنهایی خویش به سر می برد.

نیاز شدید افراد برای برقراری تعاملات اجتماعی مهم ترین عامل شکل گیری و تداوم ارتباطات است. در طی روز به دلایل مختلف با افراد گوناگون رابطه برقرار می کنیم ، به دوست صمیمی مان تلفن می کنیم و با او درد و دل می کنیم ، با ارسال پیامکی زمانی را برای یک قرار شغلی تعیین می کنیم ، یا با گوش دادن به رادیو و تماشای تلوزیون با دنیای وسیع تری ارتباط برقرار می کنیم، از طریق اینترنت خرید می کنیم و نیز با ورود به دنیای مجازی وسعت بیکران دهکده جهانی مارشال مک لوهان را احساس می کنیم .
27 اردیبهشت روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی نامیده شده است به عبارتی به پُر اهمیت بودن این حس بشری توجه ویژه شده است. با سرعت انتقال پیام ها، نیاز به ارتباطات گسترده جز لاینفک جامعه انسانی به شمار می رود . برقراری هر نوع ارتباطی با سایر افراد نیازمند مهارت های کلامی و غیر کلامی است که ما در تعاملات خود بروز می دهیم و فهم این ارتباطات عنصر کلیدی در تکرر این کردار اجتماعی است ؛ نمادها ، اصوات و حرکات بدن معنایی خاص را برای هر یک از ما به ذهن تداعی می کند. غم ، شادی ، یأس ، نگرانی و اتحاد همگی در گرو درک مشترک از نمادهایی است که انسان ها برای خود وضع کرده اند.از گذشته تا کنون ارتباطات و دستخوش تغییراتی شگرف شده است ؛ صنعتی شدن ، روند شهر نشینی ، ظهور رسانه های جمعی در پیشبرد اشکال جدید ارتباط بی تأثیر نبوده است .
مهمترین هدف ارتباطات اجتماعی را شاید به وضوح بتوان وضع اندیشه و عقیده ای مشترک بین افراد در یک حیطه اجتماعی خاص دانست و آن را مظهر عدم فرسایش فرهنگ ها محسوب کرد.
شکل گیری ارتباط در ابتدا بیشتر در جهت جذب فرد در محیط اجتماعی و همسو شدن در مسیر زندگی مشترک جامعه بود لیکن با وسایل ارتباط جمعی ، فرد در حین داشتن ارتباطاتی بسیار گسترده تر می تواند عزلت گزینی خود را نیز کماکان حفظ کند به عبارتی نوعی فرد گرایی در بطن جمع گرایی شکل یافته است.
امروزه در حیات اجتماعی خبر رسانی به مردم ، گذران اوقات فراغت ،آگاه سازی ، آموزش و ... از کارکرد های ارتباطات به شمار می آید ؛ امروزه وسایل ارتباط جمعی هم چنین می تواند به ساختن یا سوق دادن فرهنگ به سمتی خاص شود. آنچه که ازنظر فرانکفورتی ها " صنعت فرهنگ" نامیده می شود از خلال همین کارکد شکل می گیرد.
تبلیغات و نام های تجاری با هدف به حداکثر رساندن سود از طریق رسانه ها و ارتباطات عظیمی که در گستره آن شکل یافته است ، حیات می یابند و مصرفی شدن و نیاز به دستیابی به کالای خاص با کمک ارتباطات میسر گشت. انتقال اندیشه و تفکر از طریق ارتباطات مرزها محدود ملی را را در نوردیده و با انباشت فرهنگ و مهارت نسل گذشته و نسل حاضر حیات اجتماعی را ممکن می سازد.
با از بین بردن فاصله های اجتماعی ، گونه ای از همبستگی و همکاری بین المللی شکل می گیرد. با ارتباطات داخل مرزهای جغرافیایی معین سنت ها و فرهنگ های نسل قبل حفظ می شود و فرهنگ معاصر با غنای بیشتری تکوین می یابد.
آگاه سازی سیاسی ، مشارکت مدنی ، آموزش همگانی و ... از برخی کارکردهای ارتباطات ملی است.این نکته را نیز باید یادآور شد که با افزایش ارتباطات فرا ملی امکان تهدید همبستگی ملی و از بین رفتن تعلق اجتماعی خاص از بین رفته و فرهنگ دیگری جایگزین آن می شود و یا به شکل گیری و تشدیدی تضاد های فرهنگی در داخل مرزهای یک کشور منجر شود.
در هر صورت باید در عین حال که به جنبه های مثبت ارتباطات توجه کرده ، از کژکاردهای آن نیز غافل نبود و با تقویت نقاط مثبت در صدد رفع موانع ارتباطی آمد
این مطلب در آفتاب نیوز
کوچه ای بن بست حوالی بازار عین الدوله
خانه ای در شهرک غرب

با گذشت بیش از یکصد سال از تأسیس نخستین بلدیه در کشور و علیرغم تغییرات مهم در ساختار سنتی قدرت ، بلدیه همچنان از نهادهای مدنی به شمار می رود . روند تغییرات بدون شک فراز و نشیب هایی را در بلدیه و شهرداری های امروز به وجود آورده است و اکنون شهرداری ها به سمت محلی گرایی و کاهش تمرکز پیش می روند.
بررسی و مطالعه بلدیه و به موازات ان شهرداری ها می تواند در کاهش آسیب ها و مشکلات شهرداری ها مؤثر واقع شود و دریچه های جدیدی را برای ارائه راه حل مناسب در اداره امور شهر بگشاید.
در آفتاب نیوز
12 اردیبهشت روز بزگداشت مقام معلم ، برای عده کثیری از معلمان با بیم ها وامید های بسیاری همراه است ؛ از سویی مراسمی برای بزرگداشت معلم برپاست و از سویی دیگر مشکلات اقتصادی ، تورم ، عدم توجه به منزلت آنان ، این روز را یادداشتی ساده در تقویم هر سال تنزل می دهد معلمان قشری هستند که بیشترن وقت خود را صرف آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان می کنند و نقش مهمی در درونی کردن ارزشهای جامعه و هم چنین در روند پیشرفت جامعه دارند.آموزش و پرورش زیر بنای توسعه هر جامعه ای محسوب می شود زیرا تربیت نیروی کار ماهر و خلاق از طریق آموزش صورت پذیر است . در سال های اخیر شاهد اعتراضات گسترده معلمان نسبت به معوقه های خود بودیم که با حاشیه ها و وعده های فراوان همراه بود. بسیاری از مشکلاتی آموزشی و توسعه ای کشور به بهبود وضعیت معلمان و ارتقا کیفیت آموزشی دانش آموزان بستگی دارد.
در برنامه سوم توسعه ی اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی در آموزش و پرورش عمومی و هم چنین در اصل 11 در بخش نقاط ضعف و تنگنا ها " به فقدان جاذبه اجتماعی و اقتصادی " ، " عدم توجه به ارتقای مهارت در طبقه بندی مشاغل کارکنان دولت و حقوق و مزایای دریافتی " ، " عدم توجه به منزلت و وضعیت معلمان و نبود انگیزه کافی برای خدمت در آ نان" اشاره شده است. ( برنامه سوم توسعه صفحه 325 و 346 )
مشکلات بسیاری گریبان گیر این قشر زحمت کش است که مهمترین آن را می توان مسائل مالی و عدم تامین هزینه های معیشتی آنها دانست. تنزل وضع اجتماعی حرفه معلمی نیز با کاهش نسبی قدرت خرید در ارتباط است. 25% از کارکنان دولت در استخدام رسمی آموزش و پرورش اند و این در حالی است که که در رده بندی حقوقی در پایین ترین مراتب قرار دارند.
تورم در ایران به صورت جدی از سال 1340 آغاز شد و با توجه به اقتصاد تک محصولی ( نفت ) و افزایش وابستگی اقتصادی یه بازار های جهانی تورم همواره سیر صعودی داشته و بعد از انقلاب نیزر نبود برنامه های توسعه مناسب با شرایط بعد از انقلاب و اوضاع نا به سامان جنگ روند تورم هم چنان ادامه داشته است. اما دستمزد ها و به خصوص دستمزد معلمان دوشادوش نرخ تورم رشد نداشته و غالب کسانی که به حرفه معلمی اشتغال دارند برای تامین مایحتاج خود به دنبال شغل دوم هستند.شغل دوم برای معلم به منزله صرف نیروی زیاد و به تبع آن خستگی مفرط و درنتیجه کاهش کارایی در محیط آموزشی مدرسه است.
مشکلات معلمان پیچیده و چند بعدی است: از یک سو تأمین مسکن ، هزینه های معیشتی خانواده ، تلاش برای کسب شغل دوم و از سوی دیگر کاهش منزلت اجتماعی و عدم قدر دانی از خدمات و زحمات معلم ، رضایت در حرفه معلمی را کاهش داده است.
با افزایش جمعیت جوان کشور و نرخ بالای بیکاری در جمعیت فعال کشور بسیاری از افراد در جستجوی تامین حداقل نیازهای خود به استخدام دائم و یا موقت آموزش و پرورش در آمدند . اما حقوق این حرفه با توجه به افزایش نرخ تورم ، عدم منزلت اجتماعی معلمان و.... بیشتر کسانی را که به حرفه معلمی اشتغال داشتند را سرخورده و مأیوس نمود.
در سال های اخیر افزون بر مشکلات مالی و کاهش قدرت مالی معلمان ، وجود لوح های فشرده آموزشی و برنامه های آموزشی تلویزیون به خصوص در مقطع ابتدایی در کاهش منزلت معلمان بی تاثیر نبوده است . عده ای از صاحبنظران علت پایین بودن مقام معلمی در ایران را دلایل زیر می دانند:
1-کمبود در آمد معلم
2-پایین بودن مقام و اعتبار اجتماعی آنان
3-سنگینی کار و حرفه معلمی
4-جاذبه و کشش بخش های پولساز
5- بی توجهی به شغل معلمی و ترقی نداشتن آن
6- روی کار آمدن بعضی اشخاص نا آگاه و ناوارد نسبت به این شغل ( بهمنی ، 1380 )
مسئله عدم توجه به منزلت معلم خاص سال های اخیر نیست و در دوران قبل از انقلاب نیز به چشم می خورد؛ در آن دوران از کاستی های نظام آموزشی کمبود معلم بود و اغلب درآمد آنها جوابگوی مخارج زندگی شان نبود. خانم پرنده افشاری در تحقیقی با عنوان "بررسی نیاز ها و نحوه تأمین کادر آموزشی دبیرستانها " در سال 1357 به مشکلات آموزشی آن دوره پرداختند.در این تحقیق معلمین شهر را 23843 نفر و معلمین شاغل در روستا را 473 نفر ذکر کرده اند و با نسبت تعداد دانش آموزان به ازای هر یک معلم 21 دانش آموز در شهر و 20 دانش اموز در روستا وجود داشت ومهم ترین مسئله کمبود دبیر و توزیع نا مناسب آن در سراسر کشور بود . 50% از پاسخگویان تامین وسایل رفاهی را از عوامل مژثر در ایجاد جاذبه برای حرفه معلمی می دانستند.
و در پایان بالا بردن حرمت اجتماعی و شغلی معلمان و ارج گذاشتن به خدمات آنها از خواسته های معلمان دوره 1357 به شمار می آمد.
"آقایی نوابخش" در حدود 45 سال قبل در غزلی اجتماعی وضعیت معلمان را این گونه بیان می کند:
بس که می سوزد ز غم جان تو ای آموزگار زندگی گردید زندان تو ای آموزگار
خوان علم و معرفت را در جهان گسترده ای گشت از نان تهی خوان تو ای آموزگار
زآستین بس گوهر دانش فرو ریزد ولی فقر برفته گریبان تو ای آموزگار
عمر خود را صرف طفلان کسان کردی و نیست هیچ کس در فکر طفلان تو ای آموزگار
هیچ اقدامی نشد از این مقامات رفیع بهر اوضاع پریشان تو ای آموزگار
امید است که بزرگداشت معلمان به یک روز محدود نباشد و به یادی کهنه تبدیل نشود.
در آفتاب نیوز