تبليغاتX
آتش مقدس " تردید" - تعاریف متعدد از مفهوم آزادی !

آتش مقدس " تردید"

دست نوشته های مشکوک

تعاریف متعدد از مفهوم آزادی !

« یک انسان می تواند آزاد باشد بی بزرگ بودن ، اما هیچ انسانی نمی تواند بزرگ باشد بی آزاد بودن»              (جبران خلیل جبران- نامه های عاشقانه یک  پیامبر )

آینده جهان  به انسان بستگی دارد و به اراده و خواست های او ؛ این که هر فردی جهان  پیرامونش ر با چه نگرشی فهم می کند ، زندگی خود  وجامعه اش را تحت تأثیر قرار می دهد.  ایران امروز با روند تحولات عظیمی که شاهدش بوده  ، قدم در راه بیداری های عظیم سیاسی ، اجتماعی  و فرهنگی نهاده است . در جامعه در حال گذار ایران ، مفاهیم جدید و بسیاری  در حوزه سیاسی و اجتماعی شکل گرفته  و در حال گسترش است. یکی از این مفاهیم  « آزادی » است  ؛ آزادی از مفاهیمی است که معانی گوناگونی را به ذهن متبادر می سازد . با وجود بحث و گفتگوهای فراوان  در باب آزادی اما به دليل اهميت موضوع آزادي هنوز  بر سر یک  تعریف یکسان  ومسنجم ، اتفاق نظری بین نظریه پردازان صورت نگرفته است.  

آزادی مفهومی است که بسیار  مورد بحث  و گفتگو قرار گرفته و از زوایای گوناگون ارزیابی گشته است اما باید همواره این نکته را در نظر داشت که این گونه مفاهیم در بستر  اجتماعی و فرهنگی هر جامعه ای  حامل معنا و بار ارزشی متفاوتی  است .  آزادی چیست و چگونه فهم می شود؟  آزادی برای انسان حق انتخاب را فراهم می کند  و یا انتخاب خود  از ملزومات آفریننده آزادی است ؟  آیا آزادی برای یک شهروند انگلیسی و یک شهروند  هندی معنایی واحد دارد؟

در هر حال باید در نظر داشت که اوضاع اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری ، تکوین و تحول این گونه مفاهیم نقش بسزایی را ایفا می کند. تامین آزادی باید یکی از مهم ترین هدف های کسانی باشد که خواهان بهبود اجتماع هستند. در نظام های دموکراتیک ، منشا مشروعیت حکومت  ، مردم هستند و هاله قدسی دولت را این گونه از بین می برند و با اعطای حق آزادی بیان و حق آنتخاب  در زیر لوای قانون  ، سرنوشت حکومت را رقم می زنند.

ماده 19 اعلامیه حقوق بشر بیان می کند که  : « همه ی افراد بشر دارای حق آزادی کاوش ، کسب و انتشار اطلاعات  و افکار و عقاید به تمامی وسایل ممکن ، صرف نظر از ملاحظات مرزی را نیز در بر می گیرد.»

دیوید هلد در کتاب  مدل های دموکراسی خود مزایایی را همانند برابری ، آزادی ، تحول اخلاقی ، نفع عمومی ، مطلوبیت اجتماعی و غیره رابرای دموکراسی بر شمرده است.

در دموکراسی  کلاسیک ، اصل آزادی  و برابری با یکدیگر ملازمه دارند. بنابراین آزادی و حق مشارکت همگانی در تصمیم گیری های سیاسی  ، از مبانی خدشه ناپذیر دموکراسی است.

آزادی بدون تردید در نظام های دموکراتیک یک ارزش است اما تنها ارزش نیست و در میان ارزش های دیگر از اقبال بیشتری برخوردار است.

 باید در ابتدا یادآور شد که آزادی هرگز در خلاء  ایجاد نمی شود بلکه مولود شرایط درونی هر کشور و تأثیراتی است که از سایر جوامع می پذیرد و از این رو می توان آن را همانند سایر پدید های اجتماعی منعطف و تحول پذیر تلقی کرد که  دیگر  پدیده ای ثابت و دایم به نظر نمی رسد.

 آزادی به عنوان یک چهارچوب فکری برای توصیف وضعیت دموکراتیک در جوامع توسعه یافته  نوین و هم چنین در حال توسعه  کاربرد فراوان دارد. آزادی از  ارکان مهم لیبرالیسم محسوب می شود . بسیاری ازادی  را این گونه تعریف کرده اند که هر فرد در انجام فعالیت های معنی به دلخواه و بدون محدودیت دست به فعالیت بزند. آزادی پيش از وضع قوانين و مقررات اجتماعی مفروض، قاعدتا نامحدود است اما آزادی پس از وضع قوانين و مقررات اجتماعی بدون شك محدود خواهد شد.

زندگی در صورتی ارزشمند است که قیودی بر اعمال دیگران وجود داشته باشد. عقل ، قانون و مذهب از منابع  تعینن کننده قیودات در زندگی نسان ها هستند.

بدون برخورداری  از  آزادی دیگر نمی توان شاهد تجمع افکار و اندیشه ها  وانتقال آنها به دیگران بود  ؛ هم چنین دیگر از رهگذر این آزادی به جامعه ای سالم و رو به پیشرفت نمی توان نایل شد.

بنابراین ، رفتار افراد باید در درجه اول از راه قوانین ، و پس در اموری که نمی توان تابع قوانین قرارشان داد به وسیله عقیده و سنت ، تابع ضوابطی قرار گیرد. تعیین چگونگی این ضابطه ها مسئله سیاسی امور بشر است . جان استوارت ميل معتقد است كه عمل يك فرد آزاد نبايد آزادي و امنيت ديگران را دستخوش آسيب سازد . با استناد به اين سخن ميل در كتاب " رساله ي آزادي" اين مهم حاصل مي شود كه آزادي نيز همانند بسياري از مفاهيم ، خصلتي اجتماعي دارد و تنها در اجتماعي انساني است كه تبلور مي يابد .هربرت بلومر،موجزترین  صورت بندی ممکن را از مفروضات کنش متقابل ارائه داده است:

1- انسان ها بر مبنای معناهایی که چیزها برای آنها دارند روی آن عمل می کنند.

2- این معانی محصول کنش متقابل اجتماعی در جامعه بشری اند.

3- در جریان یک فرآیند تفسیری که هر فرد در برخورد با نشانه ها به کار می گیرد ، این معانی جرح و تعدیل و کنترل می شود.

فرانسیس فوکویاما ،شکل نهایی حکومت بشری را دموکراسی لیبرال می داند به این معنا که از نظر ایدئولوژیک خطوط گسل از بین رفته اند و در این میان تنها کلیت ارزش دموکراسی لیبرال برای ارزیابی  پدیده ها می تواند کارآمد باشد.

تعریف مفهوم آزادی در دید متفکران بسیار گوناگون و گاه در تقابل با یکدیگر است. باید توجه داشت که در هنگام تعریف مفهوم آزادی یا برداشت آن ، به تعریف انسان توجه شود. اگر انسان فطرتاً موجودی شرور تعریف و شناخته شود ، آزادی به تخریب جوامع منجر خواهد شد و همراه باید قدرت نظارت کننده ای وجود داشته باشد. اگر انسان به طور ذاتی موجود آرام و خیر اندیش باشد ، آزادی حق طبیعی وی به شمار می رود و  در جهت کمال خواهی وی .  آزادی مقوله ای است كه ابعاد و زوايای بسياری دارد  كه در بررسی آن بايد مورد توجه قرار گيرند  مانند :

- ضرورت‌ و‌ حدود آزادی‌ و نيازمندی های‌ فطری‌ و اجتماعی برای حيات‌ بشر.
- دستور عمل‌ بهره‌مندی‌ از نعمت‌ آزادی‌.
- مولفه‌ اصلی‌ آزادی در حوزه‌ روابط اجتماعی‌ و سياسی‌.

در ادامه بحث تعاریفی از آزادی را  از دو دیدگاهی که ذکر آن  رفت  ، آورده ایم :

هگل:  آزادی ضرورت تبدیل شکل یافته است.

کانت : آزادی عبارت است از استقلال از هر چیزی سوای قانون اخلاقی

هایدگر: آزادی عبارت است  از مشارکت  در افشای آنچه است.

 اسپینوزا: انسان آزاد کسی است که تنها به موجب حکم عقل می زید.

 انگلس: آزادی عبارت است از نظارت و اختیار داری بر خودمان و بر طبیعت بیرونی که بر معرفت ضرورت طبیعی بنیان گرفته است .1

هابز : آزادی  را نبود مانع می داند و مانع را نیز چیزی می داند که از جنبش جلوگیری می کند .2

اریک فروم:  معنای آزادی از نظر انسان جدید این است که از بند های برون فاذغ شده و می تواند چنانکه می خواهد ، اندیشه و عمل کند.3

ژرژ بوردو در کتاب لیبرالیسم خود آزادی را فرارفتن از خود تعریف می کند و بر این اعتقاد است که  تنها در تلاش برای آزادی دیگری ، آزادی خویشتن شکوفا می گردد .

 در همه این تعاریف به آزادی اجتماعی که در ارتباط با زندگی شهرنشین  وبا خلا ناشی از معنویت است ، اشاره شده است.این تعاریف به آزادی معنوی و آزاد سازی از قید و بند مادیات توجهی نکرده اند.

از نظر جان  لاک آزادی و مساوات تنها هنگامی مفهوم می یافت که محدودیت های ناشی از قانون طبیعت را شناخته و رعایت شود. وی آزادی طبیعی را رهایی از هرگونه قدرت مافوق زمینی وعدم تابعیت از اراده یا اقتدار قانونی بشر می دانس بلکه فقط از قانون طبیعت پیروی کند." 4

یکی ازویژگی های مفهوم آزادی نزد لاک،تمایز دو مفهوم آزادی(freedom) و رهایی(liberty) است.

الف - رهایی : انسان رها باشد تا هرچه را می خواهد انجام دهد←اساساً تضمینی برای آزادی وجود ندارد.

ب - آزادی:  نوعی از رهایی که او را قادر می سازد تا ضمن رعایت و احترام به قانونی که او آن را پذیرفته است به امور، اعمال و رفتار ، جان و مال و نیز تمام دارایی خود رسیدگی کند.

منستکیو اعتقاد به قانون عقل و حاکمیت فرد داشت و آزادی را قدرت قانون می داند نه قدرت ملت و قدرت را آزادی را ملت می داند. وی همچنین با تأثیر از تفکیک قوای لاک ، مشهورترین نظریه ی سیاسی خود یعنی «  تفکیک قوا » را ارائه می دهد و در این رابطه جمله معروفی دارد:

" قدرت بایستی کنترل کننده ی قدرت باشد

از نظر مونسکیو  صلح نخستین قانون طبیعت است ؛  از این رو چنین نتیجه می گیریم که مهم ترین اصل حکومت، امنیت است و می گوید :«  همه ی دولت ها دارای یک غایت عمومی هستند وآن همانا بقای هستیشان است.»  ولی این غایت را نباید همچون صیانت حیات صرفاً منفی تصور کرد. 5  مونتسکیو آزادی راستین را  آن نمی داند که فرد هر آنچه میل کند انجام دهد زیرا در آن صورت به فردی مستبد و خودسر مبدل خواهد شد. سرچشمه آزادی را در امنیت و نظم و حکومت عقلایی قانون است.

استوارت میل وقتی از آزادی صحبت می کند،می داند بهره مندی از آزادی وقتی ممکن است که افراد حداقل تربیت و بصیرت را دارا باشند و بتوانند بی جنجال وجدال گرد هم آیند و نیک و بد خود ؤوشن کنند.اگر چنین نباشد آزادی منجر به اغتشاش خواهد گردید و حکومت به دست اراذل و اوباش خواهد افتاد . وی آزادی را  نبودن مانع می داند  و نگرشی مبتنی بر آن دارد که اجتماعی را آزاد می توان گفت که آفراد آن برای دنبال کردن سعادت خود به موانع برخورد نکنند.این موانع ممکن است موانع سیاسی باشند و از ظلم حکمران ناشی شوند.ممکن است موانعی باشند که سلطنت دنیایی پیشوایان دینی ،در راه مردم ایجاد کرده است.

اما هم چنان ممکن است موانعی باشند که اکثریت و عقاید عموم در مقابل اقلیت برپا کرده است.

استوارت میل از آزادی زیر سه عنوان بحث می کند:

1- آزادی اندیشه و بیان               2- آزادی ذوق ها و سلیقه ها             3- آزادی اجتماعات

در آزادی اندیشه و بیان دار سخن می دهد می گوید چون همه ی آدمیان خطا پذیرند هیچ کس حق ندارد عقیده ی مخالف را خاموش کند؛ زیرا عقیده ی تازه ای که مخالف عقیده ی مرسوم است یا حقیقت است یا از حقیقت بهره ای وارد یا خلاف حقیقت است.

ازادی از نظر ماکیاول آمیزه ای از وجود سه امنیت  : امنیت حیات ،امنیت شرف و حیثیت وامنیت ملک و دارایی تحت حکومت قانون باشد.وی در کتاب تاریخ فلورانس خود بیان می کند " .... آن آزادی که مردم این همه مشتاق و طالبش هستند در عمل چیزی نیست جز داشتن امنیت در سایه قانون. مردم وقتی به چشم خود دیدند که رد غنا و راحتی به سر می برند ، دیگر چیزی اضافه بر آنچه دارند ، طلب نخواهند کرد ."  6

 منتسکیو  در تعریف آزادی آورده است که "آزادی عبارت از حق انجام چیزی است که قانون روا داشته است و اگر کسی بتواند آنچه را قانون منع کرده است ،انجام دهد،دیگر آزادی وجود نخواهد داشت،زیرا دیگر همنوعانش نیز می توانند مانند او به قانون تجاوز کنند. . . . "  

 در نظام ها دموکرایتک امرزوه ازادی جایگاهی ویژه در نظام سیاسی را به خود اختصاص داده است چرا که بدون آزادی مشروعیت نظام سیاسی به چالش کشیده می شود.

الکسی دو توکویل  نگران آزادی بود زیرا می ترسید با افزایش میزان برابری مردم در رژیم دموکراسی ، آزادی های آنان مورد تهدید واقع شود.

آزادی مارکسی یقیناً جنبه اساسی آزادی دموکراتیک را در بر می گیرد که بر طبق آن آزادی عبارت آز نظر نظارتی است که آفراد به طور جمعی بر شرایط زندگی مشترکشان اعمال می کنند.

یک نکته اساسی اندیشه مارکس، این است که آزادی جمعی مستلزم فرا رفت از رابطه ی تضاد آمیز و رقابتی میان افراد به نفع رابطه های نوع تعاونی است و خصلت مشخص آزادی را فرا رفت از قلمرو خصوصی بورژوایی بازار می داند

اگر مشروعیت را به معنای پذیرش اختیاری جامعه سیاسی و ساختار قدرت از سوی شهروندان در نظر بگیریم  ، فقدان محدودیت در زمینه  آزادی های مشخص( مانند آزادی بیان ، آزادی مطبوعات ) ، انتقال مسالمت آمیز قدرت، مراجعه به دادگاه های قانونی به جای مشاجرات سیاسی  و . . .  از روش هایی است که می توان مشروعیت نظام را مورد  ارزیابی قرار داد.

 به نظردیوید  هلد، تبعیت شهروندان از دولت می توان به یکی از چند صورت زیر باشد:

1- اجبار(coercion): شهروند صرفاً به این دلیل تبعیت می کند که انتخاب دیگری جز تبعیت وجود ندارد.

2- سنت(tradition): تبعیت انجام می گیرد چون تشکیلی در آنصورت نپذیرفته و تبعیت در امر مورد نظر بدیهی وطبیعی قلمداد می شود.

3- بی تفاوتی(pragmatic acquiescene): تبعیت شهروند از آن رو است که انگیزه ای برای دفاع از چیزی یا مخالفت با چیزی ندارد.

4- پذیرش مصلحتی(pragmatic acquiescene): وضعیت چنان مطلوب شهروند نیست اما شهروند تن به تقدیر سپرده است.

5- پذیرش ابزاری(instrumental acceptance): اوضاع مورد پذیرش شهروند نیست اما شهروند برای انتفاع شخصی خود به آن تن در داده است.

6- موافقت هنجاری(normative agreement): بر اساس آنچه عجالتاً از وضعیت می داند آنرا درست و قابل قبول ارزیابی کرده و از همین رو تبعیت می کند.

7- موافقت هنجاری آرمانی( ideal normative agreement): بر اساس آگاهی از آنچه لازم است از شرایط  بداند با آن همراهی و موافقت دارد.

هلد دو وضعیت آخر را مصداق مشروعیت سیاسی می داند.به عبارت ساده تر پرسش از مشروعیت سیاسی به این معناست که مردم ارزش ها ، شعار و ادعاهای نظام های سیاسی را تا چه حد باور می کنند،  نظام سیاسی را تا چه حد جدی می گیرند وآن را خودی و آشنا می یابند. زمانی یک نظام سیاسی را می توان دارای مشروعیت قلمداد کرد که هنجارهای سامان دهنده ی آن حمایت توده های مردم را  بر انگیزد و تعهد و وفاداری آنان را با خود همراه کند. عموم مردم وقتی خود را در برابر نظام سیاسی بدون قدرت تصور کنند  واهداف حاکمان برگزیده خود را متفاوت و گاه متضاد با اهداف خود ببینند ، نسبت به آن دلسرد وناامید می شوند و بنیان نظام دموکراتیک رو به ویرانی می نهد. پس تزلزل در بنیان های آزادی عمل و گفتار در هر جامعه ای ، بنای نظام دمکراتیک را نیز شکننده  خواهد کرد.

کانت در بحث خود از سیاست  بیان می کند که نیاز به سیاست ناشی از نافی بودن آزادی افراد است.

هوگارد  در مقاله خود تحت عنوان لیبرالیسم می گوید : «  آنچه من در طلب  آزادی خود انجام می دهم ممکن است ،  در شرایط خاصی ، با  آنچه شما در طلب آزادی خود می کنید  ، تضاد داشته باشد. من نمی توانم بگویم آزادی من با ارزش تر از آزادی شماست یا برعکس »

بر اساس دیدگاه برلین ، هرچه حوزه عدم مداخله گسترده تر باشد ، به همان اندازه فرد آز آزادی عمل بیشتری برخوردار است و جامعه مدنی نیز در جامعه ای گسترش می یابد که مداخله دولت در امور همه ی حیطه ها را در بر نگیرد . 7

آزیا برلین در کتابی تحت عنوان "چهار مقاله درباره ی آزادی" تعریف زیر را از آزادی ارائه می دهد؛  معمولاً گفته می شود انسان تا آنجا آزاد است که دیگری در دخالت در کار او.

 آزادی سیاسی در این معنی به طور ساده عبارت است از قلمروی که در داخل آن شخص می تواند کاری را که بخواهد انجام دهد و دیگران نتوانند مانع انجام کار او شوند.

به عبارتی اگر هر فرد  در موردی به سبب دخالت دیگران نتواند کاردلخواهش  را انجام دهد ،  آزادی خود را به همان مقدار از دست داده است  و اگر دخالت دیگران آنقدر گسترش پیدا کند که دامنه آزادی عمل فرد از حداقل هم کمتر گردد ، فرد در انجام فعالیت خود مجبور است . معروف ترین کار برلین در نظریه ی سیاسی او در نوشته ای به نام " مفهوم آزادی" که میان آزادی منفی و آزادی مثبت می گذارد ، است. بر طبق تعریف برلین ، آزادی منفی(یا آزادی از)به معنای عدم تحمیل مانع و محدودیت از ناحیه دیگران است ؛  وآزادی مثبت(یا آزادی برای)از سویی به معنای توان تعقیب و رسیدن به هدف ، و از سوی دیگر به معنای استقلال یا خود فرمانی در مقابل وابستگی به دیگران است.

فروم پیروزی آزادی را  تنها در صورتی میسر می داند که در اجتماع دموکراتیک ، خود فرد و رشد و سعادت وی غایت و مقصود فرهنگ جامعه قرار گیرد  و هم چنین برای اثبات حق حیات نیازی به توسل به موقعیت در زندگی یا امور دیگر نباشد و افراد تابع و آلت دست قدرت های خارج از خویشتن واقع نشوند ، اعم از اینکه این قدرت از آن دولت باشد یا متعلق به یک دستگاه اقتصادی . وی هم چنین آزادی سیاسی و قانونی انسان را بازماندگان نظام  سرمایه داری قرون 17 و 18 می داند.

آزادی ابعادی مانند آزادی سیاسی ، آزادی اجتماعی (آزادی بیان ، آزادی عقیده ، آزادی مظبوعات و ... ) را شامل می شود. لاک منظور از آزادی سیاسی را در واقع این حقیقت می داند که  فرد «محکوم اراده متغیر نامعلوم و خودسرانه فرد دیگر نباشد » قانون و آزادی با هم سازگار نیستند بلکه برعکس وجود قانون برای آزادی ضروری است .

منتسکیو در این زمینه معتقد است که آزادی سیاسی « آرامش خاطری است که از اعتقادش به ایمنی خود ناشی می شود . برای  دست یافتن به این آزادی لازم است که تشکیلات حکومت به نحوی باشد که هیچ کس در اجتماع از دیگری هراسی نداشته باشد . . .  » .

جونز در  اثر  پر آوازه خود به نام خداوندان اندیشه سیاسی  می گوید که « آزادی سیاسی آن نیست که هرکس اختیار بی حصر داشته باشد . . . در حکومت ها یعنی در جوامعی که مردم بوسیله قوانین اراده می شود ، آزادی، قدرتی است که مردم به وسیله آن بتوانند آنچه باید بخواهند ، بخواهند و انجام دهند؛  آنچه نباید بخواهند ، مجبور به خواستن و انجام دادنش نباشند.» 8

 بورديو  می گوید که  آزادی سیاسی آن نوع آزادی است که انسان با مدد آن قوانین را وضع می کند.

 آزادی اجتماعات به معنای  آن است كه افراد بتوانند آزادانه وبه طور مسالمت آميز دور هم جمع شوند و بودن وجود هيچ مانعی به تعامل و گفتگو با يكديگر بپردازند.

 در اصل بيست و ششم قانون اساسی  آمده است كه :  « احزاب و جمعيت ها ، انجمن های سياسی و صنفی ، وانجمن های اسلامی يا اقليت های دينی شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی  موازين اسلامی  واساس  جمهوری اسلامی را  نقض نكنند.  هيچ كس را نمی توان  از شركت در آنها  منع يا به شركت در يكی از آنها  مجبور ساخت. »

در  جامعه مدنی آن چه ضروری می نماید وجود گروه هایی آزاد و مستقلانه از حکومت که میان شهروندان  و حکومت ، حکم رابط را باز می کند ؛ وجود نهاد های مشارکت طلب مثل احزاب سیاسی ، آزادی بیان ، آزادی قلم و اهمیت قانون در جامعه  به طوری که شهروندان عادی در تصمیمات سیاسی و اجتماعی کلان جامعه مشارکت کنند ، از ویژگی های بارز جامعه مدنی است.

آزادی خواهی ‌، عدالت‌ اجتماعی ،  و مردم‌ سالاری‌ واژگانی‌ هستند كه‌ در فرهنگ‌ سياسی‌ غرب‌ اغلب‌ با ‌ گريز از مركز كليسا كه‌ مدتي‌ سلطه‌ خودكامه‌اش‌ رابه ‌نام‌ دين‌ بر مردم‌ تحميل‌ كرده‌ بود، تولد يافته‌اند و به‌ همين دليل به‌ مقابله‌ با دين‌ كليسايی و جزمی غرب ،تعريف‌ و ترويج‌ شده‌اند ؛ امروزه نیز  آزادی به انعطاف پذیری که انتظار می رود نیست بلکه  با مرز بندی های فرهنگی  واجتماعی نظام سرمایه داری بسیار بسته  شده   واسطوره آزادی هر روز در بند تمایلات مادی  افرادی  خاص ، تنگ تر و محدود تر می شود.

آزادی همگان در  گفتار وجود دارد اما آن چه مهم است آزادی عینی  و احساس آزادی برای افراد است .

 شعار آزادی با  ارجح دانستن آزادی افراد و  رها ساختن آنان از بند بردگی اربابان وحاکمان معنای خود را از دست داده است . امروزه آزادی بیشتر  در حیطه اقتصادی فهم می شود  و آزادی معنوی  انسان در سایه چیرگی پول و اندوخته های مادی  رنگ  فراموشی  به خود گرفته است.

شهید صدر انسان را طبیعتا ً و اصالتا ً به معنای ایجابی آزاد می داند زیرا این انسان دارای عقل و اراده است.وی معتقد است که آزادی برای  تحقق اراده است وبرای انسان تعیین می کند مالک اراده خود در جهت دستیابی به اهدافش باشد.  آزادی سلبی را نیز آزادی از تسلط دیگران  تلقی می کند که به وسیله اسلام مطرح می شود.

« در اسلام اعتقاد بر این است که نیازمندی جامعه به هر دو نوع آزادی است . اسلام آزادی ذاتی را با اعتقاد به ضمانت ، به اندازه ی معقول برای جامعه فراهم ساخته  که به موجب آن به همه فرصت داده شده  است که زندگی سعادتمندی داشته و  لوازم ضروری خویش را به دست آورند ؛

 در عین حال این ضمانت را به عنوان مجوزی برای از بین بردن آزادی های صوری و ارزش ذاتی و عینی استفاده نمی کند بلکه در خارج از حدود آن ضمانت  راه را برای هر فردی باز گذاشته است ؛ بدین ترتیب آزادی ذاتی و صوری در روش های اسلامی با یکدیگر در آمیخته است . »9

شريعتی آزادی مطلوب و موردنظر خود را در خارج از مرزهای ليبراليسم جست‌ وجو مي‌كرد و در تقديس آزادی هيچگاه به آزادی مطلق فردی نظر نداشت، چرا كه اين معنا را تهديدكننده آزادی اجتماعی مي‌دانست و از آنجا كه حكومت را گذشته از اداره جامعه، مسؤول رهبری و دفاع اخلاقی و معنوی اجتماع می‌شناخت، آزادی مطلق فردی را تهديدكننده اين وظيفه حكومتی به شمار می‌آورد.

 از اين رو بود كه واژه ليبراليسم متعهد يا مصلح را در برابر ليبراليسم مطلق به كار برد و آن را عنوانی برای آزادی موردنظر خود شناساند.

شهید بهشتی نیز در نظریات خود آزادی را توانایی انسان در ساختن سرنوشت فردی و جمعی خود  تعریف می کند و آزادی را یک واقعیت اجتماعی قلمداد می کند .وی  آزادی را دو قسم بیرونی  ودرونی می داند که آزادی بیرونی بر آزادی درونی ارجحیت دارد زیرا آزادی بیرونی به عنوان یک واقعیت عینی در حرکت  افراد به سوی آزادی درونی بسیار تأثیر گذار است.

در میدان عمل،  آزادی فرد را حق مساوی فرد دیگر محدود می کند. درباره ی حدود آزادی میزانی که استوارت میل به دست می دهد این است : «آزادی عمل ما در کارهایی که صرفاً به خود ما مربوط است ،نامحدود است و از این قبیل است آزادی در ذوق و سلیقه و اعتقادات از هر قبیل که باشد و اعمالی که نتیجه ی آن صرفاً به خود ما بر می گردد.

اما وقتی به اعمالی می رسیم که نتیجه ی آن به دیگرن سرایت می کند ، آزادی ما محدود می شود.ما آزاد نیستیم کارهایی بکنیم که موجب زیان و آسیب دیدن دیگران شوند و اگر چنین آسیب و زیانی به دیگران برسانیم ، اجتماع حق مداخله و تنبیه و کیفر دادن ما را خواهد داشت.»12

پی نوشت ها :

1-      کرنستون ، موریس. 1370 . تحلیل نوین از آزادی. جلال الدین علم(مترجم). تهران : امیرکبیر. ص 30 و 31 .

2-    صناعی ، محمود . 1384. آزادی فرد و قدرت دولت. تهران: هرمس. ص 58.

3-    فروم ، اریک. 1381 . گریز از آزادی. عزت الله فولادوند(مترجم) . تهران : مروارید.ص 260.

4-  جونز و  ویلیام تامس.1380. خداوندان اندیشه سیاسی.ج2.علی رامین (مترجم) .تهران : انتشارات علمی فرهنگی.ص 802.

5-    همان :  ص 894.

6-   فاستر،مایکل برلسفورد.1380.خداوندان اندیشه سیاسی.جواد شیخ الاسلامی(مترجم). تهران: انتشارات علمی  وفرهنگی. ص 572

7-  شکری ، قاسم . 1375 . شاخص های جامعه مدنی و موانع رشد آن در دوره محمدرضا پهلوی.رساله کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.ص 35

8-    جونز  ص  895 و 896

9-    پور فرد، مسعود . 1386 . " آزادی و عدالت از منظر فقهی و فلسفی شهید صدر". نشریه پگاه حوزه . شماره 211.

10-           خاتمی ، سید محمد. 1380 . گفت و گوی تمدن ها . تهران : نشر نو.ص 55 و 56  

11-           ...

12-           صناعی . ص 190 و 210

13-           صحيفه امام ج 5  ص 449

14-           صحيفه امام ج 14 ص 461ـ 460

15-           صحیفه نور، ج9، ص 88.

16-           صحيفه امام ج 5 ص 436

17-           همان ص 440

 

 

منابع :

1-    آیزیا برلین. 1368. چهار مقاله در مورد آزادی. ترجمه محمدعلی موحدی .تهران : خوارزمی .

2-     برلین،آیزایا.1386.آزادی و خیانت به آزادی . ترجمه عزت ا... فولادوند. تهران : نشر ماهی.

3-     برومند،محمد تقی . 1383 . جامعه مدنی از دیدگاه مارکس. تهران: پازی تیکر

4-   پارسا، علیرضا . 1379. " پیوند ناگسستنی دموکراسی و حقوق بشر". اطلاعات سیاسی 0 اقتصادی. شماره 157-158 . صص118-127 .

5-    پور فرد، مسعود . 1386 . " آزادی و عدالت از منظر فقهی و فلسفی شهید صدر". نشریه پگاه حوزه . شماره 211 .

6-    جونز و  ویلیام تامس.1380. خداوندان اندیشه سیاسی.ج2.علی رامین (مترجم) .تهران : انتشارات علمی فرهنگی.

7-    خاتمی ، سید محمد. 1380 . گفت و گوی تمدن ها . تهران : نشر نو.

8-    راسخی لنگرودی ،احمد . 1383. " آزادی و مردم سالاری در انديشه شريعتی" . وقايع اتفاقيه : 30/3/83

9-  رحیمی ، مصطفی.1379. " فراز و فرود لیبرالیسم" . اطلاعات سیاسی – اقتصادی. شماره 157-158. صص110-117.

10-      زیبا کلام، صادق .  1378 . "حکومت ، حق نظارت مردم  وخط قرمز" . مجموعه مقلاتی. ویراستار: ناصر فکوهی خط قرمز: آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن .تهران: پیام امروز.

11-            زيبا كلام ، سعيد. 1383 . "نقدهايی كلی بر نظريه ليبرال دموكراسی" . كيهان،: 13/5/83

12-           سبحانی ، جعفر. " آزادی مطلق یا آزادی محدود" . نشریه کلام اسلامی. شماره 43 . صص4-13 .

13-      شکری ، قاسم . 1375 . شاخص های جامعه مدنی و موانع رشد آن در دوره محمدرضا پهلوی.رساله کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.

14-           صناعی ، محمود . 1384. آزادی فرد و قدرت دولت. تهران: هرمس.

15-     طاهايی ، جواد . " دو انقلاب برای آزادی : تاثير انقلاب اسلامی بر تجارب دموكراتيك در خاورميانه" . همشهری : 24/3/84.

16-           طباطبایی ، سید جواد. 1368. در آمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران . تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

17-           ظهیری ، سیر مجید. 1380 . "آزادی‌ و تجلی‌ آن‌ در حكومت‌ علوی‌". انديشه‌ حوزه‌ . شماره‌ ٥ . بهار ٨٠.

18-     غلامرضا کاشی، محمد جواد. 13  . گفتمان دموکراسی در ایران . رساله ی دکتری در رشته علوم سیاسی. دانشگاه تهران.

19-     فاستر،مایکل برلسفورد.1380.خداوندان اندیشه سیاسی.جواد شیخ الاسلامی(مترجم). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی .

20-           فروم ، اریک. 1381 . گریز از آزادی. عزت الله فولادوند(مترجم) . تهران : مروارید.

21-           فروم،اریک.1385. جامعه سالم .اکبر تبریزی(مترجم).تهران: بهجت.

22-           کرایب ، یان.1385.نظریه اجتماعی مدرن :از پارسونز تا هابرماس.عباس مخبر (مترجم)تهران :آگاه

23-           کرنستون ، موریس. 1370 . تحلیل نوین از آزادی. جلال الدین علم(مترجم). تهران : امیرکبیر.

24-           کواکبیان ، مصطفی 1370 .دموکراسی در نظام ولایت فقیه .تهران. نشر سازمان تبلیقات اسلامی.

25-     لاریجانی ،محمد جواد. 1378 ." خط قرمز آزادی ". مجموعه مقالات . ویراستار : ناصر فکوهی. خط قرمز: آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن .تهران: پیام امروز.

26-           لک زایی ، شریف. 1386. "آزادی در اندیشه شهید بهشتی". روزنامه رسالت 4/4/1386 .

27-     مارتین ، لی نور جی . 1383 . چهره جدید امنیت در خاور میانه. قدیر نصری (مترجم). تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

28-           مجتهد شبستری ، محمد. " آزادی و اخلاق " .  نشريه حيات نو اقتصادی.

29-     مجموعه مقالات اولین سمینار بررسی تحول مفاهیم / به اهتمام سید علی قادری.  1370 . تهران : وزارت امور خارجه،دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.

30-           محسنی كياسری‌، ناصر. " نقدي‌ بر مقوله‌ آزادی ‌" . نشریه پیام هاجر . شماره312.

31-           منصوری ، خليل .1385 . " مفهوم آزادی از منظر اسلام و غرب : آزادی ، حق يا مسئوليت" . كيهان،: 18/9/85

32-            منصوری‌ لاريجانی‌ ، اسماعيل. 1379 .   " آزادگی‌ فراتر از آزادی‌"  . قدس : 29/6/79.

33-            ناصر فکوهی .1378  . خط قرمز: آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن .تهران: پیام امروز.

34-           هلد ، دیوید. 1378. مدل های دموکراسی. عباس مخبر. تهران : امیر کبیر.

35-     هوگارد، مارک. 1383. " لیبرالیسم". پری آزرم وند( مترجم). طلاعات سیاسی – اقتصادی. شماره 201-202 .صص144-151

36-           نیکفر ، محمدرضا . 1378 . خشونت ، حقوق  بشر  ، جامعه مدنی. تهران : طرح نو.

37-            میل ، جان استوارت . 1385. رساله ی درباره ی آزادی . جواد شیخ الاسلامی( مترجم). تهران: علمی  وفرهنگی.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/14ساعت   توسط سودابه قیصری  |